<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-2570418519352734573</id><updated>2011-06-07T22:06:13.096-07:00</updated><category term='اجتماعی'/><category term='مانیفست وبلاگ نویسی'/><title type='text'>تأملات اینترنتی</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://taammolat.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2570418519352734573/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://taammolat.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>خاک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08136971795724891560</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>2</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2570418519352734573.post-3196071118320870621</id><published>2007-07-31T10:53:00.000-07:00</published><updated>2008-05-16T12:48:59.955-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اجتماعی'/><title type='text'>[ . . . ]</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست&lt;br /&gt;تو هم زروی کرامت چنان بخوان که تو دانی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این جا سرزمین پنجره های بی منظره است . قاب های پرده کشیده ، درب های قفل و لب های دوخته ، چه رضا خان بدوزدش ، چه شرم حضور و چه محافظه کاری .&lt;br /&gt;این جا پهنه ی عشق های سودایی و خودآزارنده است . عشق هایی که هیچ گاه ابراز نمی شود .&lt;br /&gt;عرصه ی مردان یک سینه سخن و لب خاموش و زنان تحقیر شده و مطیع .&lt;br /&gt;ممنوعه ها هرچه قدر هم که عمومی باشند ناخودآگاه ممنوعه های شخصی را به ذهن متبادر می کنند تا این گونه باشد که سیاسی ترین اشعارمان عاشقانه ترین ها باشند . عاشقانه هایی که با " ز من نگارم حبیبم خبر ندارد . . . " آغاز می شوند و با " جز انتظار و جز استقامت ، وطن علاج دگر ندارد " به پایان می رسند .&lt;br /&gt;عجیب نیست در زمانه ای که محرمانه ترین اسناد سی سال بعد منتشر می شوند و یا دست کم منعی برای دسترسی ندارند هنوز بعضی از ناگفته های انقلاب مشروطه در محاق است یا کتاب هایی هست که بیش از نیم قرن است توقیف اند ؟&lt;br /&gt;مرغ سحر و یار دبستانی هنوز ترانه های اعتراضند و در بر همان پاشنه می چرخد و ملتی که حرف زدن نمی داند و گفتمان نمی شناسد نمی گوید ، نمی گوید ، و کار که از حد می گذرد منفجر می شود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از کودکی توپ با پیغام های بوسه در دستان ما جابه جا می شود و نگاه است که با نگاه آشناست و پاسخ می دهد و سرشت ما را با استعاره ، کج فهمی و مغلق گویی پر می کند تا بهترین گنجینه ی کنایات را داشته باشیم .&lt;br /&gt;نمی توان سرراست حرف زد ، همواره مانعی هست ، چه درونی ، چه الوهی و چه بیرونی .&lt;br /&gt;چرا که همیشه ترسی هست و جباری و ناخودآگاهی تاریخی سرشار از دولت های مستعجل و ثباتی که هیچ گاه در این خراب آباد نپاییده است . پس همیشه باید پلی پشت سر باقی بگذاری و راهی برای توجیه .&lt;br /&gt;دو قلاب و یک نقطه چین ، سه نقطه در یک قاب ، اگرچه از نظر شمایلی شاید عمر چندانی نداشته باشد اما در باطن حدیث مکررهمیشه ی این ملت بوده است .&lt;br /&gt;اولین بار که به یادش می آورم در گزارش قتل های زنجیره ایست پس از دوم خرداد که در خبر چنین خوانده می شود : " در این گزارش ، بدون ذکر نام . . . " .&lt;br /&gt;مثل هر گمشده ی دیریافته ، زود جای خود را باز می کند تا می رسد روی جلد " پیام امروز " که میان دو قلاب سه پیچ زنگ زده است و آچار اصلاحات هرچه زور می زند نمی تواند بازش کند و این راز سر به مهر هم چنان افسانه می ماند تا هرکه از ظن خود یارش شود ، حدیث خود در آن بگوید و کام خویش از آن بجوید .&lt;br /&gt;سه نقطه در قلاب ، کارش انگار همیشه به قلاب انداختن است ، در دام کشیدن . قلاب کج فهمی و سوء تفاهم و خاموش کردن چراغ های رابطه، جایی که جایش نیست ، یا دام شیفتگی و شوریدگی و بیان حس های برتر از کلمات ، آن جا که تنها جای اوست .&lt;br /&gt;دوستی برایم پیامی فرستاده بود و تبریکی گفته بود با همین [ . . . ] ، هیچ حرفی یا لطفی جای آن را نمی گرفت و من در آن هرچه می خواستم گذاشتم . فضایی خالی برای خیال پردازی و مجالی برای در رویا دیدن آن چه که می خواهی ، و دریغا که حرمان ، همیشه محرم ترین همدم و همنشین ما در شب ها و روزهای نانوشته مان بوده است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و در فضای مجازی اگرچه باز هم در برپاشنه ی همان درد بی درمان می گردد ، اما دست کم یک تفاوت اساسی وجود دارد، و آن این که [ . . . ] می تواند به جای ناگفته ها و ناکرده ها ، این بار به جای گوینده بنشیند و در همین فرآیند جای گزینی شاید مفری باشد کوچک تر از گلوگاه پرنده ای ، شاید . . .&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2570418519352734573-3196071118320870621?l=taammolat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://taammolat.blogspot.com/feeds/3196071118320870621/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2570418519352734573&amp;postID=3196071118320870621' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2570418519352734573/posts/default/3196071118320870621'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2570418519352734573/posts/default/3196071118320870621'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://taammolat.blogspot.com/2007/07/blog-post_2478.html' title='[ . . . ]'/><author><name>آب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/03942156239635461725</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2570418519352734573.post-1851562456384757382</id><published>2007-07-27T08:48:00.000-07:00</published><updated>2008-05-17T10:19:02.774-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مانیفست وبلاگ نویسی'/><title type='text'>مانیفست وبلاگ نویسی</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;. . . اسمش قرار بوده پیش از این که چیزهای دیگری باشد . هرچند گفته بوده که اصلا مهم نیست به چه اسمی صدایش کنند و مهم این است که چه غلطی قرار است بکند . من اما فارغ از آن دوست داشته ام چیزی صدایش کنم که کمی دوست تر داشته باشم . روزهای زیادی گذشته بوده که هزار اسم پرت بی ربط به ذهنش رسیده تا بالاخره پسندیده ایم که همین یکی باشد . بعد کمی من و من می کرده که می ترسیده لابد از این که مبادا دردسر شود و توله ای که پس میندازیم سر از لشگر انقلاب مخملین در بیاورد و بشود اولین عضو زیر شصت سال سپاه براندازان کهنسال ! چه قدر به گوشش مهمل خوانده ام تا زیر بار برود و راضی شود که در کنار آن یکی ، به تربیت این یکی هم فکر کند که زیاد لمپن نشود و به فکر درس و مشق و پیشرفت میهن باشد و گوشه گیر و کج خلق یا پرخاش جو و دشنام گو از آب در نیاید . که عصبانیت و افسردگیش را با ناسزاهای بی ناموسی یا هایکوهای پست مدرن بیرون نریزد و مثل آدم راه برود و حرف بزند . میان جهنم این روزها کار سختیست . قبول . اما گفته ام که شدنیست و تنها کافیست که کمی وقت بگذاری و حوصله کنی . کافیست کمی بیشتر روزهای تعطیل داشته باشی و کمی کمتر سیگار بکشی . نمی دانم از روی بی حوصلگی و خستگی بوده که با یک تکان سر ، از سر بازم کرده ، یا واقعا فهمیده که اینجا ، در این دنیای ابلهانه ی مجازی چه خبر است و چه باید بکند .&lt;br /&gt;خسته است . می دانم . اما قرار است که بنویسند . " آب " و " خاک " . قبول که کمی بیشتر ازبسیاری از هم ولایتی ها به مرض حال کردن زبانی با سیاست مبتلا هستند اما قرار نیست سیاسی بنویسند . از سیاست بناست که بنویسند و از تمام چیزهای دیگری که در این ملک فارس بنا به بیماری تاریخی مردم و حاکمان رنگ سیاست پیدا کرده اند . از ادبیات ، از فرهنگ ، از جامعه ، از سینما ، از فلسفه ، از هنر و از هر چیز دیگری که می تواند کمی جنبه های غیر شخصی پیدا کند . نوشته هایشان ، تنها برداشت ها و ذهنیات شخصی روزهایشان است که معمولا به دنبال کمی نگاه کردن به این طرف و آن طرف ، مقداری اوقات فراغت ، احیانا چند نخ سیگار و یک فنجان قهوه پدید آمده است .&lt;br /&gt;همه ی این ها را می نویسم که بعد از آن سر تکان دادنش خوب خوب فهمیده باشد که این جا نه منبر اپوزیسیونیست که اپوزیسیون بودن برایش به شغل تبدیل شده و نه مجله ی سایت اند ساند . اینجا تنها کافه ایست که قرار است بنشیند ، با دود سیگارش ، با مزه ی تلخ قهوه اش و با کتاب ها و روزنامه های زیر بغلش بازی کند ، فکر کند ، و احیانا چند سطری هم بنویسد . می نویسم ، که خوب خوب بفهمد که این همه ی آن چیزیست که این کافه-کتاب به او می دهد : چند دقیقه برای فراغت ، چند لحظه برای تامل ، چند سطر برای خواندن و نوشتن ، چند نخ سیگار برای بازی کردن با دودش و کمی قهوه ی تلخ برای مزه مزه کردن تمامی روزهایی که می گذرانیم . روزهایی ، که شاید از آخرین فرصت های نیمه ی مانده ی عمر هرکدام ما باشند . . .&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;همه ی این حرف ها را که می زنم ، سرش را بلند می کند ، خیره خیره نگاهم می کند و بعد از تکاندن خاکستر سیگارش ، باز سرش را تکان می دهد . می گویید فهمید ؟&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2570418519352734573-1851562456384757382?l=taammolat.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://taammolat.blogspot.com/feeds/1851562456384757382/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=2570418519352734573&amp;postID=1851562456384757382' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2570418519352734573/posts/default/1851562456384757382'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2570418519352734573/posts/default/1851562456384757382'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://taammolat.blogspot.com/2007/07/blog-post.html' title='مانیفست وبلاگ نویسی'/><author><name>خاک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08136971795724891560</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
